تبليغاتX
Maryam, Me & Myself

*گفتم دل‌م کشیده بشینم دعا بخونم برات..
انقدر خوشحال شد که دل‌م سوخت واقعاً )-: چرا گاهی خدا اینطوری می‌کنه آخه؟

*رسماً بدبخت شدم رفت.
پس از خروج از شرکت، خبر رسید که قراره فردا آقایون تشریف ببرن دفتر و اسباب‌کشی کنن دوباره و این بار چی میشه؟
آقای همکار خنده‌دار - به‌به سابق و فعلی مجدداً - میشه هم‌اتاقی من بیچاره!

موجودی رو تصور بفرمایید که دوست نداره حموم بره، به گفته‌ی خودش از مسواک زدن بدش میاد، بلندگو قورت داده خدا رو شکر، مدام هم یا بلند بلند آواز می‌خونه یا آهنگ گوش میده که الهی همیشه این کارا رو انجام بده چون در غیر این صورت، مجبوره پای تلفن بلندبلند حرف بزنه و بخنده یا به مکالمات حضوری و تلفنی بقیه دقت کنه و نکات کنکوری‌ش رو دربیاره یا با ذره‌بین برانداز ت کنه و بره پشت سر ت چرند بگه.

چقدر خوش‌شانس‌م من خدایی..