تبليغاتX
Maryam, Me & Myself

سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388

*هوا داره خیلی گرم میشه‌ها!
:دی

*آب آلبالو، مارک ترش ایچ!
دوست دارم اما همیشه معده‌درد می‌گیرم بعدش اما دوست دارم.

*نمی‌دونم چرا تازگیا هرچی می‌خوابم، باز هم هی خواب‌م میاد همه‌ش.

*چون مسج‌ها قطع‌ه با جناب آقای دوست، بیشتر تلفنی صحبت می‌کنیم. امروز حرف نامه کاغذی شد. براش گفتم که از بچگی نوشتن رو خیلی دوست داشتم. اون زمان که ایمیل و مسج و وبلاگ و این چیزا نبود، برای دوستام نامه کاغذی می‌نوشتم. بعد هم یاد قدیما افتادم و اینکه چقدر خوش بودم.. بعد هم دل‌م برای لیلا خیلی تنگ شد و کلاً همه چیز رو بهونه کردم و شروع کردم به آبغوره گرفتن.
خل هم خودتی!