تبليغاتX
Maryam, Me & Myself

یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387

*خانوم همکار با پای پانسمان شده میاد دفتر. من کله‌ی صبح: بیا پینوکیو بازی کنیم :دی پی ‌پی ‌پینوکیو پدر ژپتو!

*دوستان عزیز، همکاران گرامی! لطفاً در هنگام ورود به آشپزخانه‌ی منزل، از بسته بودن در کابینت‌ها اطمینان حاصل کنید! همچنین قبل از خروج از منزل قرص‌هایتان را مطابق دستور پزشک مصرف کنید تا بیش از این، شاهد رفتارهای ناهنجار و حرکات غیر منطقی و عجیباً غریبا از شما باشیم.
با تشکر فراوان...

*صبح کتاب وکب گرفتم دست‌م بخونم یه کم. ییهو! همه یادشون افتاد بیان اتاق ما مهمونی! همه هم بدون استثناء گفتن زبان می‌خونی؟ من ۷-۶-۵-۴ ترم زبان خوندم فلان جا. اونایی هم که خودشون نخونده بودن و مث بقیه هم دل‌شون راضی نمی‌شد خالی ببندن - حالا شاید هم حضور ذهن نداشتن اون لحظه - از خاطرات بقیه تعریف می‌کردن اون هم از نوع کاملاً غیر علمی‌ش! به آقای همکار بی‌خیال گفتم بهترین راه این‌ه که بزنیم اون کانال، بعد معلوم میشه کی چقدر خونده! یهو اتاق خلوت شد، علی موند و حوض‌ش!