تبليغاتX
Maryam, Me & Myself

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

*من به آقای همکار قلنبه: مرسی!
آقای همکار قلنبه: سرت درد نکنه!

*آقای آبدارچی اومد با یه جعبه شیرینی دست‌ش، گفتیم این چی‌ه؟ گفت یکی داره خونه می‌سازه. شیرینی آورده.
لحظاتی بعد آقای همکار خوش‌اخلاق شیرینی به دست وارد شد: کی زاییده؟

*آقای همکار گیج یه دسته ۵ تومنی از بانک آورد. آقای همکار قلنبه و آقای همکار بی‌خیال با هم: ۲ تومن‌ش کم‌ه!
آقای همکار گیج دوباره شروع کرد به شمردن. خنده‌ی من لو داد قضیه رو!