تبليغاتX
Maryam, Me & Myself

سه شنبه بیست و یکم مهر 1388

*تعلق خاطر، حس قشنگی‌ه؛ اینکه برای کسی که دوست داری خرید کنی، حس خیلی خوبی داره.. حتی اگه خریدات اصلاً هم رمانتیک نباشن مث کپسول فارماتون! :دی

*در اوج عصبانیت - خدا رو شکر که هر روز یه نفر پیدا میشه که با دودره‌کاریاش من رو حرص بده و از سر صبح عصبانی‌م کنه - جناب آقای دوست تلفن زد انقدر خندوندم که یادم رفت انقدر خشمگین! بودم که می‌تونستم با انگشتام ۷ تا مرد جنگی رو ریـــــــــــز کنم! بعد هم سرخوش و منلگ :دی نشسته بودیم با خانوم کارآموز درباره‌ی ژله و انواع ترکیبات ممکن‌ش با میوه‌ها و پاستیل تبادل نظر می‌کردیم..